ماه نویس

متن مرتبط با «اسرار غمش گفتم در سينه نهان دارم» در سایت ماه نویس نوشته شده است

درد دگر بده اگر ... خسته دوا نمی کنی ...

  • نیلوبلاگ

    منتظرماز سردی هوا صدایم بگیردتو دیگر صدایم را نشناسیراحت بگویم چقدر دلم برایت تنگ استدیگر نمی خواهم آشنایِ تو باشمغریبه ها همیشه عزیزترند ... ...

    ادامه مطلب
  • اسرار غمش گفتم , در سینه نگه دارم.... رسوای جهانم کرد ... این رنگ پریدن ها

  • نیلوبلاگ

    رسوایی بخاطر عشق عالمی داره من دوسش دارم از این نظر که همه میدونن مال منیـــــــــــــــــــــــــــــHــــــــــــــــــــــــــــــ همه من و تو رو کنار هم تجسم میکنن... خداییش کیف داره نگاهاشون و حرفاشون اهمیتی نداره فقط تو باش .همیشه باش . تا ابد باش کنارم تو باشی همه چی خوبه هر چند ... آنچه پنهان در میان سینه باشد عشق نیست ... عاشقان با رسم رسوایی به میدان می روند... ...

    ادامه مطلب
  • :( من اول روز دانستم که با شیرین در افتادم !!

  • نیلوبلاگ

    باز هم شروع امتحان ها ( نزول بلایای آسمانی حتی: ) و باز هم من به این پرسش بی پاسخ برخوردم که: دقیقا درطول ترم چکار میکردم؟! واقعا چرا من آدم نمیشم؟؟! تاکی می صبوح و شکرخواب بامداد اصن؟؟؟؟ تا کی بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین؟؟؟ یه نفر اندرون وجودم بهم میگه: طوری نی عجیج دل! خدا بزرگه . و به قول شاعر اندرونم : این نیز بگذرد... خدا کمکم کنه بگید آمیـــــــــــــــــن (بلند و از ژرفای وجودتون ) ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    اسرار غمش گفتم | اسرار غمش گفتم در سينه نگه دارم | اسرار غمش گفتم در سينه نهان دارم | من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم | من از اول روز دانستم که با شیرین درافتادم |